مصاحبه با قرآن درباره امام زمان علیه السلام (1)

 

سؤال اول: دلیل و آیه ای بر وجود امام زمان علیه السلام را بیان فرمایید.

پاسخ قرآن کریم:

1- در سوره قدر خداوند می فرماید: «تنزل الملائکه والروح فیها بإذن ربهم من کل أمر » {سوره قدر آیه 4}. تنزل فعل مضارع است و دلالت بر استمرار می نماید. یعنی در هر سال، شب قدر ملائک و روح به زمین نزول می فرمایند. در دوران رسول الله صلی الله علیه وآله به شخص پیامبر نازل می شدند. و در هر عصری باید کسی هم شأن پیامبر باشد تا بر او نازل شوند. و الان تنها شخصی که هم شأن پیامبر صلی الله علیه وآله است امام زمان علیه السلام است.

2- خداوند در قرآن درباره مزد و اجر رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی »{سوره شوری آیه 23}. به دلیل عقلی، دادن اجر رسالت پیامبر در همه زمانها بر همه واجب است. پس چون مزد رسالت پیامبر «موده فی القربی» است پس باید «فی القربی»رسول الله صلی الله علیه وآله در هر عصری باشند تا مردم با مودت به ایشان اجر رسالت را بدهند. و «فی القربی» الان امام زمان علیه السلام می باشند.

 

سؤال دوم: چگونه زنده ماندن امام زمان علیه السلام تاکنون امکان دارد؟

پاسخ قرآن کریم:

1- خداوند در مورد حضرت یونس علیه السلام می فرماید: «فلولا أنه کان من المسبحین للبث فی بطنه الی یوم یبعثون »{سوره صافات آیه 143}. اگر یونس از تسبیح کنندگان نبود در شکم ماهی تا قیامت می ماند. وقتی خداوند می تواند یونس را تا قیامت در شکم ماهی زنده نگه دارد، زنده نگهداشتن امام زمان علیه السلام نیز برای او امری ممکن است.

2- اصحاب کهف سیصدونه سال در غار زنده ماندند «ولبثوا فی کهفهم ثلاث مأته سنین و أزدادوا تسعا »{سوره کهف آیه 25}.

 

سؤال سوم: وظیفه ما در قبال امام زمان علیه السلام چیست؟

پاسخ قرآن کریم:

خداوند می فرماید: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی »{سوره شوری آیه 23}. برای مزد رسالت به «فی القربی» (که امام زمان علیه السلام است) مودت کنید. مودت نیاز به معرفت دارد و مودت یعنی محبت همراه با اطاعت. پس الان در قبال امام زمان علیه السلام باید هم معرفت کسب کرده و آن حضرت را بشناسیم و هم از آن حضرت اطاعت کنیم.

 

تاملی در نگاه اسلام و اومانیسم به انسان

اومانیسم به عنوان یکی از شاخه های برجسته و جنبه های پر نفوذ دوره رنسانس اندیشه ای بود که جهان و همه چیز را به خاطر انسان تفسیر و معنا کرد و انسان را در مرکز تاملات خود قرار داد و از این طریق توانست بر تمام وجوه اندیشه غرب از اندیشه های دینی گرفته تا تفکرات فلسفی آن تاثیر بگذارد.این تاثیر گذاری به این دلیل است که اومانیسم از یک منظر به عنوان مکتبی مستقل در اندیشه غربی شناخته میشود و از دیدگاهی دیگر به علت گسترده اثرگذاری آن در دیگر مکاتب فکری، هنری و فلسفی غربی از اصول اساسی آن مکاتب محسوب میشود اما افراط اندیشه اومانیسم در محوریت بخشیدن به انسان و رساندن وی به مقام الوهی تبعات زیادی برای این نحله فکری و هواداران آن در دنیای کنونی به بار آورده است که در این مطلب ضمن مقایسه نگاه اومانیسم و اسلام در خصوص انسان به برخی از این ملاحظات و نقاط آسیب این تفکر اشاره خواهیم کرد.

ادامه نوشته

سلام بر تو ای یادگار رسول خدا

هنوز از "حجة الوداع" شش ماه نگذشته است...

هنوز از رحلت پیامبر(ص) سه ماه نگذشته است...

طنین صدای رسول خدا(ص) از کرانه های غدیر به گوش می رسد...

"ای مردم!جمعیت شما بیشتر از آن است که با یک دست,در یک زمان,با من دست بیعت دهید،و پروردگارم مرا مامور کرده است که برای علی امیر مومنان  و امامانی که پس از اویند و از نسل من و اویند،از شما اقرار زبانی بگیرم.

پس همگان بگویید:

ما شنیدیم و اطاعت می کنیم و خشنودیم و سر تسلیم فرود می آوریم,درباره ی آن چه از جانب پروردگار ما و خودت به ما رساندی,درباره امامت پیشوایان,علی امیرمومنان و امامانی که از نسل او به دنیا می آیند.

بر این امر,با قلبهایمان،با جانهایمان  و زبانهایمان و دست هایمان با تو پیمان می بندیم.

بر این عقیده زنده ایم و بر آن میمیریم و با آن برانگیخته خواهیم شد.

آن را تغییر نخواهیم داد, تبدیلش نمی کنیم و در آن شک نخواهیم کرد,انکارش نمی کنیم،درباره آن تردیدی به دل راه نخواهیم داد و از این عهد برنخواهیم گشت."

... و بی تردید زبانی راستگوتر از زبان زهرای علی این کلمات را تکرار نکرد و چهره ای درخشان تر از چهره ی ملکوتی اش برای بستن پیمان در مقابل پیامبر و علی ننشت و سینه ای پاکتر از سینه ی کبریایی او این عهد را به دل نگرفت و دستی مهربان تر از دستان خدایی اش برای بیعت به سوی علی کشیده نشد و جانی گرانقدرتر از جان پاکش,این عهد را پذیرا نگردید.

چه کسی می توانست باور کند فاطمه(س) اولین قربانی این راه باشد؟!او که خود بخشی از پیمان بود و نیز از والاترین بیعت کننده...

پژواک سیلی را در کوچه های بنی هاشم بشنو!

داستان فدک او را از نخل ها و نخلستان های مدینه بازپرس!

فشار مصیبت ها و هجوم غم ها و سوزش جانش را بین در و دیوار نظاره کن!

پاداش دلی را که با مهر علی می تپد,بر میخ در ببین!

شکر دستانی که برای حمایت به سوی علی بلند می شود را از شلاق ها و غلاف شمشیرها بپرس!

قصه ی زبان خسته اش را از در و دیوار مسجد پیامبر(ص) بشنو!

آخر مگر نه!فاطمه پیمان بسته بود با دست و دل و زبان و مال و جان از علی حمایت کند...

تنها راه



این باب الله الذی منه یوتی؟

کجاست راه ورود به بارگاه قرب الهی,که تنها از این راه به آن آستان مقدس می توان راه یافت؟


روزی بنی اسرائیل جنایتی بزرگ مرتکب شدند.خداوند مهربان,برای این که راه توبه را بر آن ها بگشاید و نیز حجت را بر آن ها تمام کند,امر فرمود تا از دروازه ای مخصوص وارد شوند و کلمه ((حطه)) (ریزش گناه) را بر زبان آورند.آن روز,خدای حکیم توسط حضرت موسی(ع) اعلام داشت که توبه ی هیچ کس را نمی پذیرد مگر این که از ((باب حطه)) بگذرد و در برابر آن,سر خضوع فرود آورد.

معدودی از افراد که قصد بازگشت داشتند,امر الهی را گردن نهادند و به باب ((حطه)) در آمدند.اما بسیاری از آنان,تنها به استهزاء زبان گشودند و عواقب آن را دیدند.1


خداوند تعالی در میان امت اسلام نیز ((باب حطه)) قرار داده است:

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و ائمه هدی(علیهم السلام).


هر که می خواهد به قرب و رضوان الهی برسد,ناگزیر باید به این باب نجات روی آورد,و گرنه سرنوشتی جز هلاکت ابدی و خسران جاودانی نخواهد داشت.2

امروز,مصداق باب حطه در این امت,امام عصر,حضرت حجة بن الحسن العسگری(عج) است که هر کس به راستی نجات و توبه و هدایت می طلبد,باید با کمال خلوص,سر خضوع بر ایت آستان فرود آورد... و تکرار تاریخ را به خوبی در این حا می توان دید.به راستی چند تن,امروز این خلوص و  اخلاص را به پیشگاه امام زمانشان پیشکش می کنند؟!


ای خدای معرفت بخش! معرفت ما نسبت به امام زمانمان را افزون بدار.آمین


1.در سوره بقرا آیه 58 و سوره اعراف آیه 161 به این مطلب اشاره شده است.بنگرید به تفاسیر قرآن ذیل دو آیه یاد شده.

2.بنگرید:بحارالانوار,جلد23 ص105و119 تا 123.به ویژه بیان روشنگر امیرالمومنین(ع) در بحارالانوار,جلد23 ص122,حدیث 47. 

برگرفته از کتاب درسهایی از دعای ندبه نوشته عبدالحسین طالعی

تأملي در مورد فيلم مستند «ظهور بسيار نزديك است»

اين نوشته حاصل نظر جمعي از پژوهشگران عرصه مهدويت در مركز تخصصي مهدويت حوزه علميه قم مي‌باشد كه به صورت خلاصه بخشی از آن ارائه مي‌شود
ادامه نوشته

اعلام نمرات طرح آموزشی مهدویت (مقدماتی)


انشالله و با عنایت حضرت مهدی (عج) دوره های تکمیلی طرح آموزشی مهدویت با همکاری مرکز تخصصی مهدویت (قم) در ترم آتی برگزار خواهد شد.

شما دانشجویان عزیز می توانید از طریق دفاتر نهاد رهبری در دانشگاه پیگیر آن باشید.


نام و نام خانوادگی

نمره اکتسابی(20 نمره)

عبدالله شیرعلی

18

فاطمه مرادی

18

فریبا جباری

17

سکینه حیدری

17

ملیحه مهربان

17

سودابه اسلامی

16

زهره پاکدل

16

سحر سالار

16

جلال شیروی

16

مریم زیاری

16

سید محمد بینش طریق

15

زینب نوری

14

رضا عمادالدین

14

شیما آواژ

14

اعظم احمدی

14

ساجده سادات هاشمی پور

13

فاطمه مرادی

13

نجمه عابدی

12

محمد رجبی

12

مجید آقا محمد لو

12

مهرداد فقیهی

11

محمد بنی اسدی

11

زینب رضایی

11

سمیه امیری

11

زهرا رمضانی

11

مهدی اکبری

10

صغری حیدری

6

حوریه سلطانی

12

 

 

حقیقت بهاییت(6)

 

همانطور که گفتیم از جمله تلاشهای بهائیت,سعی در گرفتن رسمیت قانونی بود که در جریان جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی (1350) به اوج خود رسید.بهاییت می داند که توسعه حیات اجتاعی و سیاسی و اقتصادی او در ایران,در گرو اخذ رسمیت از دولت است.

بهاییان,حکومت وقت ایران را تحت فشار گذاشت که به آنها رسمیت بخشد.ضمنا در دهه 40 و 50 تلاش گسترده و موذیانه ای را در جریان سرشماری های عمومی (که هر 10 سال یک بار در ایران برگزار می شود) به کار گرفتند که تعداد نفوذ بهائیان در ایران در لیست های مربوطه, ارقامی درشت را به خود اختصاص دهند,تا بتوانند بر پایه آن ادعا کنند که بهائیان بزرگترین اقلیت دینی در ایران اند و بنابراین باید آنان را(همچون دیگر اقلیت های دینی) به رسمیت شناخت.شیوه عمل نیز,از یک سو دستور محفل بهائیت به کلیه بهائیان مبنی بر تصریح و تاکید بر بهائی بودن خویش هنگام مراجعه ی ماموران سرشماری به خانه ها,و از دیگر سو حضور فعال عناصر بهائی در جمع ماموران سرشماری و تقلب در هنگام پر کردن برگه ها  و نیز شمارش آمار نهایی در مرکز آمار ایران (وابسته به سازمان برنامه و بودجه) به نفع بهائیت بود,که این تلاش در سرشماری عمومی سال 1355(که ریاست سازمان برنامه در آن زمان,با فردی بهایی به نام دکتر شاپور راسخ بود) به اوج خود رسید.

نورالدین مدرسی چهاردهی,محقق و پژوهنده معاصر,با اشاره به سرشماری عمومی سال 1355 می نویسد:

((مزد کارگران اعم از زن و مرد در باغهای چای کاری بیست و پنج ریال بود.سران بهائی از صد و پنجاه ریال تا دویست و پنجاه ریال به کارگران پرداخت کرده که مذهب خود را بهائی بنویسند.))

خوشبختانه توطئه اخذ رسمیت,با اقدام مراجع عالیقدر و تدابیر برخی از گروه های معارض با بهاییت در جریان سرشماری های 45 و 55 و جشنهای 2500 ساله خنثی شد و بحمدلله فرقه مزبور با وجود گذشت بیش از یک و نیم قرن از تاسیس خویش,اکنون در زادگاه اصلی رهبران خود(ایران اسلامی شیعه یا به قول خود بهائیان:مهد امر الله!) فاقد رسمیت قانونی بوده و در بین ملت,به صورت یک گروه قاچاقچی تلقی می شود, و این امر برای حذب مذهب نمایی حدود 160 سال پیش با شعار و ادعای ((تغییر جهان))! در کارخانه ی مذهب تراشی استعمار تولید شد,بزرگترین رسوایی محسوب می شود.